پارت دوازده :
یک ساعت بعد سجاد در اتاق را به مانند در طویله گشود و با امید به علی نگاه کرد. اما وقتی علی سرش را ناامید به چپ و راست تکان داد تمام احتمالات بر سرش آوار شدند. او کجاست؟ گرفتنش؟ اصلا اگر او را دزدیده بودند، چه کسی این کار را کرده است؟ گیج دور اتاق قدم میزد و خودش را نفرین میکرد. باید یک ردیاب روی خواهرش میگذاشت. باید یک چیزی همراهش میکرد تا در مواقع خاص بتواند او را پیدا کند. باید...
علÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0عالی بود.خسته نباشی.
۷ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۷ ماه پیشمبینا
0مرسییی نویسنده عزیزمممم💕
۷ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت بانو✨️😍
۷ ماه پیشمبینا
0نویسنده عزیزمممم یه تخفیفمون نشه؟؟؟
۷ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
چرا چرا✨️
۷ ماه پیشسارا
0رمان قشنگیه فقط ای کاش برای هزینه اشتراکش تخفیف لحاظ میشد
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم دوست عزیز، هر از گاهی تخفیف گذاشته میشه.
۸ ماه پیشبرکه
3هفته پیش تصمیم گرفتم برم کارت اهدای عضو بگیرم واکنش رمانی ک شروع کردم :
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
وای من مردم از خنده 😂😂
۸ ماه پیشبرکه
1اگ ابریشم قرمز نیامد بالا سرم شانس ندارم ک
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ایشالله که نمیاد
۸ ماه پیشسارا
0طلوع یه پا ساحرست برای خودش 🤧
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
شیطان جذاب تره
۸ ماه پیشفن همه
1ممنون بابت دو پارت اضافه که رایگان کردید واینکه سریع رفتین سر اصل مطلب والکی داستان و کش ندادین💖💖💖❤️ 🔥🥰🥰
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت، دیگه از اینجا به بعد رایگان نمیشه. 🌱 سعی می کنم تخفیف بذارم ولی کوتاه مدت
۸ ماه پیشفن همه
0واقعا ازششو داره روند داستان به شدت هیجان انگیزه💝💝💝
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم🌱
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

zeynab
1چجور میشه رمان و خریده و عضو شد؟